« لطفأ يك بستني ساده » : پسر دوباره سكه هايش را شمرد و گفت
پيشخدمت بستني را آورد و به دنبال كار خود رفت . پسرك نيز پس از
خوردن بستني پول را به صندوق پرداخت و رفت.
وقتي پيشخدمت بازگشت از آنچه ديد شوكه شد . آنجا در كنار ظرف خالي
بستني، ۲ سكه ۵ سنتي و ۵ سكه ۱ سنتي گذاشته شده بود . براي انعام
پيشخدمت!!!
:: موضوعات مرتبط:
داستان ,
,
:: بازدید از این مطلب : 445
|
امتیاز مطلب : 30
|
تعداد امتیازدهندگان : 9
|
مجموع امتیاز : 9